تبليغاتX
زندگي
هنر خوب زيستن

- خدا را دوست خواهید داشت:

 

اگر احساس شما نسبت به سایرین، همان احساسی باشد که برای عزیزان خود دارید؛

اگر بجای عیب جویی از دیگران، به درون خویش بنگرید؛

اگر بجای غارت دیگران برای کمک خود، خود را غارت کرده به دیگران کمک نمایید؛

اگر از مصیبت دیگران مصیبت زده شده، و از خوشبختی دیگران احساس خوشبختی نمایید؛

اگر بجای نگرانی از بدبختی خویش، خود را خوشبخت تر از مردم دیگر بدانید؛

اگر سرنوشت و قسمت خود را با صبر و قناعت تحمل کنید و آن را خواست خدا بدانید؛

اگر درک و احساس کنید که بزرگترین عبادت و پرستش خدا، آسیب و آزار نرساندن به آفریده های اوست.

برای این که خدا را آن طوری که باید دوست داشته شود دوست بدارید، بایستی برای او زنده باشید و برای او بمیرید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 21:38  توسط پرستو  | 

 

در هر زمان فقط یک لقمه!

سوال:"شما چگونه به اهداف بزرگ دست پیدا می کنید؟"

پاسخ:

اهداف بزرگ را به مراحل کوچک تقسیم می کنید

همه مراحل ریز شده را لیست می کنید

و بعد هر مرحله را انجام می دهید

 

آیا این روش واضح و روشنی است؟خیلی از مردم اینگونه عمل نمی کنند!

 

فرض کنیم که دفتر کار شما به هم ریخته است و 2 سال است که آن را مرتب نکرده اید

اگر آن را به صورت يک کار بزرگ ببینیم انجام آن ترس آور است.

 

بنابراین شما لیستی از مراحل کوچک تهیه می کنید

مرحله 1: تمیز کردن میز کار

مرحله2: خالی کردن کشوی بالایی

مرحله 3: درست کردن پرونده های تازه

مرحله 4: خالی کردن قفسه کتاب

 

در هر زمان فقط یکی از کارها را می توانید انجام بدهید

تحقیقات نشان می دهند که ما دوست داریم کارهایی را به عهده بگیریم که می توانیم در عرض 15 دقیقه تمامشان کنیم

 

اگر می خواهید مقاله بنویسید یا کار و کسب تازه ای راه بیاندازیدو یا به تناسب اندام برسید.... هدف خود را به قطعات کوچک تر تقسیم کنید

 

با شروع امروز

اهداف خود را روی کاغذ بیاورید

بزرگ ها را به مراحل کوچک تقسیم کنید

 

با این کارشما چیزهای بیشتری به دست خواهید آورد و شاد تر خواهید بود...

 

حالا ما به پایان روز هفتم می رسیم. امیدوارم توصیه های این 7 روز برای شما سودمند بوده باشد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 21:5  توسط پرستو  | 

 روز ۶

انعطاف پذیر باشید!

 

دستورالعملی برای بدبختی همیشگی وجود دارد

دنیا باید همان طور باشد که شما فکر می کنید

 

در نتیجه وقتی  زندگی از قوانین شما پیروی نمی کند شما عصبانی می شوید.

این کاری ست که انسانهای تیره بخت انجام می دهند.

 

شما می گویید:

دیگران باید از شما تقدیر کنند

هواپیما باید سر موقع برسد

همسر شما باید روز تولدتنان را به یاد داشته باشد.

 

منطقی به نظر می آید

اما اغلب این اتفاقات رخ نمی دهند

وشما نا امید می شوید

 

انسانهای شاد مطالبات کمی از زندگی دارند

در عوض آنها اولویت هایی را در نظر می گیرند.

 

*من ترجیح می دهم که همسایه ها آرام و بی صدا باشند

اما حالا که آنها سروصدا می کنند من می توانم از پس آن بربیایم

 

*من ترجیح می دهم دیگران با من هم عقیده باشند

اما وقتی نیستند باز هم همه چیز خوب است

 

شما اولویت هایی برای نتایج برنامه ریزی های خود دارید

اما هر چه پیش بیاید را می پذیرید

 

بنابراین امروز وظیفه شما داشتن اولویت به جای مطالبه کردن از زندگی و انسانهای دیگر است

 

دو راه برای شاد تر بودن وجود دارد:

1.دنیا را تغییر بدهید

2.طرز تفکر خود را عوض کنید

 

و عوض کردن تفکر شما ساده تر است

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 5:46  توسط پرستو  | 

دانه ميكارم تا صبوري بياموزم...

دو نفر بودند و هر دو در پي حقيقت
.
اما براي يافتن حقيقت يكي شتاب را برگزيد و ديگري شكيبايي را .....
اولي گفت: آدميزاد در شتاب آفريده شده، پس بايد در جست وجوي حقيقت دويد. آنگاه دويد و فرياد برآورد: من شكارچيم، حقيقت شكار من است.

او راست ميگفت، زيرا حقيقت، غزال تيز پايي بود كه از چشمها ميگريخت
.
اما هر گاه كه او از شكار حقيقت باز ميگشت، دستهايش به خون آغشته بود.
شتاب او تير بود. هميشه او پيش از آن كه چشم در چشم غزال حقيقت بدوزد، او را كشته بود.
خانه باورش مزين به سر غزالان مرده بود. اما حقيقت، غزالي است كه نفس ميكشداين چيزي بود كه او نميدانست...
ديگري نيز در پي صيد حقيقت بود. اما تير و كمان شتاب را به كناري گذاشت و گفت: خداوند آدميان را به شكيبايي فراخوانده است. پس من دانه اي ميكارم تا صبوري را بياموزم
.
و دانه اي كاشت، سالها آبش داد و نورش داد و عشقش داد. زمان گذشت و هر دانه، دانه اي آفريد. زمان گذشت و هزار دانه، هزاران دانه آفريد. زمان گذشت و شكيبايي سبزه زار شد. و غزالان حقيقت خود به سبزه زار او آمدند. بي
بند ، بيشترو بيگمان . و آن روز، آن مرد، مردي كه عمري به شتاب و شكار زيسته بود، معني دانه و كاشتن و صبوري را فهميد. پس با دستهاي خوني اش دانه اي در خاك كاشت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 6:36  توسط پرستو  | 

روز۵

 

تحسين

 

 

بعضي ها زيبايي منظره را مي بينند.

بعضي ها لك و پيس و كثيفي ِ شيشه‌ي پنجره را.

 

خشنودي شما بسته به آن است كه تصميم بگيريد به كدام توجه كنيد.

 

تمرين امروز اين باشد:

گام اول: در هر كسي كه امروز با او برخورد مي كنيد «يك ويژگي مثبت» را جست‌و‌جو كنيد.

گام دوم: بازخوردش را به او بدهيد...

 

تجربه‌ي درخشش گيج كننده‌اي را خواهيد داشت.

مثل آموزگاري كه الهام‌بخش است.

 

به خاطر داشته باشيد تحسين كردن چاپلوسي و تملّق نيست.

رياكاري ِ تملّق آشكار است.

بازخورد مثبت بايد حاصل دقت و شناختِ كيفيت مثبتِ يك فرد باشد.

 

آدم ها اكثراً اين احساس را دارند كه كيفيّت هاي مثبتشان ديده و ستوده نشده است.

احساس مي‌كنند قابل تحسين نيستند.

وقتي اين كار را مي‌كنيد، روزشان را برايشان روشن مي‌سازيد.

 

براي بازخورد مثبت دادن، ناگزير از تمركز بر جنبه‌ي مثبت هستيد.

و اين خشنودي شما را به همراه خواهد آورد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 5:57  توسط پرستو  | 

روز ۴

آدم‌ها را ببخش

كي بود زماني كه فكر كرديم اگر آنها را نبخشيم، آزار خواهند ديد؟

اين طور نيست.

 

الف- تو رئيس من هستي و مرا اخراج كردي،

ب- دوست من هستي و با بهترين دوستم رفته اي و مرا تنها گذاشته اي.

«هرگز نمي بخشمت!»

 

كه آزار مي بيند؟

آن كس تو نيستي.

منم كه بيمار مي شوم

منم كه شبها خوابم نمي برد

احتمالا در جاي ديگر دارد به تو خوش مي گذرد!

وقتي از تو بيزارم، من آزار مي بينم.

به خودم مي گويم «حق» با من است.

اما اين كه حق با من است باعث شادماني من نمي شود.

 

نكته اينجاست...

بخشيدن كسي كه به تو صدمه زده، به اين معني نيست كه با آنچه كرده موافقي.

تو مي بخشي كه زندگي ات پيش برود.

آدم ها را به خاطر منافع آنها نمي بخشي

كه به خاطر خودت.

براي 24 ساعت آينده:

به كسي فكر كن كه تو را آزار داده، به تو صدمه زده.

فقط امروز، تمرين كن كه «به خودت اجازه بدهي» خشمي كه از او داري را رها كني.

تمام افكاردردناك و خشمگينانه ات را جمع كن-

تمام آن «من حق داشتم و او خطا كرد» ها را،

و بگذار بروند.

در تمام روز اين پروسه را براي خودت انجام بده و تكرار كن.

احساس بهتري خواهي داشت.

بخشيدن آدم ها گاهي بسيار سخت و دردناك است، اما امكان دارد.

تو آنها را به خاطر خودت مي بخشي

و اين باعث آرامش و خشنودي خود تو مي شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 20:33  توسط پرستو  | 

روز ۳

 

عادت نگران بودن را دور بيانداز.

بعضي‌ ها به تو مي گويند كه «بايد» نگران باشي

اما نگراني چيزي است بيهوده تر از به درد نخور.

اولاً، بدبياري را جذب مي كند

ثانياً بدن را در معرض تنش قرار مي دهد.

با نگراني چه كار كنيم؟

كمي بعدتر

به تاخيرش مي اندازيم.

دست به عمل مي زنيم - و نگراني بلافاصله به تاخير مي افتد.

اين لازمه ي اثرگذار بودن است.

براي 24 ساعت آينده:

هر زمان  كه نگران شديد از خود بپرسيد

مشكل من اين لحظه چيست؟

حدس مي زنيد كه چه پيدا مي كنيد...

تا زماني كه عملاً درگير شرايط دشوار نيستيد

مشكل واقعي وجود ندارد.

شده تا به حال از بطن يك شرايط دشوار زنده بيرون نيامده باشيد؟

نه.

با آنچه در زمان حال اتفاق مي افتد مي توان كاري كرد.

آنچه مشكل ساز است آينده است.

بر زمان حال تمركز كنيد.

ممكن است بخواهيد خود را درگير آنچه بعدها اتفاق خواهد افتاد كنيد

ممكن است بخواهيد سوالاتي بپرسيد نظير: «چه خواهد شد اگر...»

رها كنيد.

به اكنون بازگرديد.

دست به عمل بزنيد.

مي توان با خود گفت:

اگر كاري هست كه اكنون مي توانم انجام دهم، حالا انجام مي دهم.

اگر كاري نيست، از نگراني اجتناب مي كنم.

 

هر كاري كه بشود حالا كرد «انجام مي دهم».

نگراني را مي گذارم براي فردا.

با مسائل، لحظه به لحظه كار مي كنم.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 19:46  توسط پرستو  | 

از خودت مواظبت كن!

 

بعضي آدم‌ها پيوسته به انتقاد كردن از خودشان مي‌پردازند.

جمله‌هايي مي‌گويند شبيه:

من چاقم!

من خسته كننده ام!

ببين چه گندي مي‌زنم!

 

عيب‌جويي از خود دو اشكال عمده دارد:

 

اول:

همان‌طوري مي‌شويد كه درباره‌ي خودتان فكر مي‌كنيد.

بنابراين وقتي از خود عيب‌جويي مي‌كنيد اوضاع خراب‌تر مي‌شود!

 

دوم:

وقتي از خودتان انتقاد مي‌كنيد ديگران را آزار مي‌دهيد.

عاقبت، حتي بهترين دوستانتان هم ممكن است دلشان بخواهد توي دهانتان بزنند!

 

عيب‌جويي از خود فروتني نيست، حماقت است.

 

بنابراين كارتان براي 24 ساعت آينده اين باشد كه:

توجه كنيد درباره‌ي خودتان چه مي‌گوييد.

 

اين كار را امروز شروع كنيد، فقط حرف‌هاي خوب در مورد خودتان بزنيد.

اگر حرف خوبي براي گفتن نداريد، لطفاً حرف نزنيد!

 

نتيجه:

1- احساس بهتري خواهيد داشت.

2- ديگران را آزار نمي‌دهيد.

3- كارآيي‌تان افزايش مي‌يابد.

 

فقط همين امروز، از خودتان مراقبت كنيد!

شايد اينقدر تجربه‌ي خوبي برايتان باشد كه بخواهيد اين كار را به شكل يك عادت براي همه عمر انتخاب كنيد...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 6:27  توسط پرستو  | 
سلام به همگی

یه ایمیل قشنگ از یکی از دوستان به دستم رسید دیدم جالبه و می تونه مورد توجه شما قرار بگیره

هفت روز تمرین برای تغییر دادن زندگی و............

امروز، اولين روز از هفت روز تمرينات ساده براي تغيير دادن زندگي است.

 

بيا شروع كنيم...

 

چيزهاي خوب را جست‌و‌جو كن!

 

به آدم‌هاي شادي كه مي‌شناسي نگاهي بيانداز

متوجه چيزي مي‌شوي.

آنها زندگي‌هاي آساني ندارند!

آدم‌هاي شاد معمولاً بيش از اغلب آدم‌ها آزار مي‌بينند و در كشاكش‌اند.

اما آنها در عمل، ياد گرفته‌اند كه در زندگي چيزهاي خوب را جست‌و‌جو كنند.

 

 

و متوجه مي‌شويد...

وقتي در موقعيت‌هاي مختلف چيزها – يا آدم‌ها- ي خوب را جست‌و‌جو مي كنيم، آنها را مي‌يابيم.

وقتي چيزها – يا آدم‌ها-ي بد را جست‌و‌جو مي كنيم، آنها را مي‌يابيم.

 

بنابراين عوض كردن شرايط شما را شادتر نمي كند.

عوض كردن طرز فكر شماست كه باعث شادتر بودن شما مي شود!

 

اگر در شغل‌تان يا مادرتان يا همسرتان دنبال اشتباه باشيد،

يك عالم اشتباه پيدا مي كنيد.

 

برخي آدم ها زندگي‌شان را به جست‌و‌جوي اشتباهات و نواقص مي‌گذرانند-

و بعد به شما مي‌گويند: من واقع‌بين هستم!

اين واقع‌بين بودن نيست!

منفي بودن است!

 

آدم هاي شاد مدام از خودشان مي پرسند:

در اين شرايط چه چيزي خوب است؟

 

مثال:

در ترافيك گير افتاده ايد. از خودتان مي‌پرسيد: در اين وضعيت چه كاري خوب است؟

·                                 وقت دارم به سي دي مورد علاقه‌ام گوش كنم.

·                                 براي امروزم برنامه‌ريزي كنم.

·                                 هر چه باشد بهتر از پياده بودن است!

 

مثال:

پول كم آورده‌ايد. مي پرسيد: بي‌پولي چه چيزش خوب است؟

·                                 ياد مي گيريد به ياد ارزشمند بودن چيزهايي بيافتيد كه با پول خريدني نيستند.

·                                 براي موفق‌تر شدن مصمم‌تر مي شويد.

·                                 مي توانيد بفهميد دوستان واقعي تان چه كساني هستند!

 

ممكن است بگوييد: مسخره است! دارم خودم را دست مي‌اندازم.

ولي اين‌طور نيست!

دنبال چيزهاي خوب گشتن كليدي براي شاد بودن است.

حالا برنامه تان براي 24 ساعت آينده چيست؟

در هر شرايطي، دنبال چيزهاي خوب باشيد. 

 

شايد اوايلش سخت باشد، اما كم كم برايتان عادي مي شود و به طور خودكار اين كار را انجام مي‌دهيد.

مثبت‌ها را جست و جو كردن، عادت شما مي شود.

و شادتر خواهيد بود...

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 19:33  توسط پرستو  |