تبليغاتX
زندگي
هنر خوب زيستن

در گذشته ای بسیار دور خداوند عنصر قدرت و عشق خود را به انسان داده بود تا با آن زندگی کرده و به حقایق دست پیدا کند . اما طولی نکشید که انسان مغرور شد و شروع به سوء استفاده از عنصر کرد .بنابراین خداوند آن را از او گرفت و به فرشته ها سپرد تا در جایی پنهانش کنند که دست انسان به آن نرسد . فرشته ها جلسه ای تشکیل دادن تا برای پنهان کردن آن عنصر تصمیم بگیرند .یکی از آنها پیشنهاد کرد آن عنصر را در اعماق اقیانو س پنهان کنیم . دیگران گفتند : انسان به اعماق اقیانوس ها دست پیدا می کند . دیگری گفت : آن را بر فراز بلند ترین کوه پنهان کنیم . باز دیگران گفتند انسان تمام کوه ها را فتح خواهد کرد . یکی دیگر جنگل را پیشنهاد کرد و دیگری روی ابرها را ولی هیچ کدام مورد قبول جمع واقع نشد چرا که همه می دانستند انسان به همه جا سرک خواهد کشید و ناگهان یکی از فرشته ها فریاد کشید و گفت فهمیدم : آن را در اعماق قلب خودش پنهان کنید .انجا تنها جایی است که انسان در آن کاوش نخواهد کرد  این پیشنهاد مورد قبول واقع شد .

 

 

خود عجیب ترین سرزمینی است که می توانید آن را فتح کنید .

معمولا وقتی به دنیا می آییم تا زمانی که می میریم مشغول فکر کردن به رفتار دیگران , اعمال دیگران حرفهای دیگران , اتفاقات , شانسها و بد شانسی ها و .. هستیم .اما کمتر پیش می آید که گوشه ای بنشینیم و به خودمان فکر کنیم واقعیت این است که اگر خودمان را بشناسیم کنترل کردن محیطی که در آن زندگی میکنیم بسیار راحت تر خواهد بود.

 

 

منبع : کتاب 12گام تا مدیریت بر خویشتن

از : محمد سیدا              

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 22:19  توسط پرستو  | 

حضرت علی در راه به طبیبی بر می خورد که مشغول دادن دارو به بیماران بود، آن حضرت از وی می پرسد آیا برای درمان گناه دارویی داری؟ طبیب میگوید مگر گناه درد یا بیماری است؟ امیر المومنین گفت بلی و مردم را به زحمت انداخته. طبیب گفت من نمی دانم آیا شما می دانید؟ حضرت علی فرمود بلی، برای درمان گناه باید:

 

 از اینجا برخیزی و به بوستان ایمان بروی چون وارد شدی از ریشه درخت نیت و دانه های پشیمانی و قدری از برگ تدبر و تخم ورع و میوه فهم و اندازه ای از شاخه های یقین و مغز اخلاص و پوست اجتهاد و مقداری هم از ساقه های انابه و زهربرگردان تواضع گرفته، همه را با حواس جمع با دلی متوجه و فهمی سرشار با انگشتان تصدیق و کف توفیق میان تشت تحقیق میریزی و با آب چشمهایت شستشو می دهی و آنگاه تمام را میان دیگ امید ریخته به آتش اشتیاق می جوشانی  آنقدر تا مواد زایدش جدا شود و عصاره و خامه حکمت به دست آید سپس آن را گرفته و در بشقاب رضا و تسلیم ریخته باد نفخ و نسیم استغفار بر آن می دمی تا پیشتر از آنکه فاسد شود خنک گردد و این شربت گوارا می گردد و آن را در جایی که مردم نباشند و جز خدا ترا نبیند می نوشی. این است دوای گناهان چنانکه اثری از آنها باقی نمی گذارد.

 

برگرفته از کتاب طب الصادق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 20:23  توسط پرستو  |