به نام خالق عشق
درسپیدترین روزها و مقدس ترین لحظات نامت را برای هزارمین بار صدا میکنم و قلبم را به سرچشمه محبتت پیوند میزنم .
زندگی را بهانه قرار میدهم تا بیشتر از قبل به نظاره ات بنشینم و بیشتر از قبل دوستت بدارم
در امواج عشق و آرامش و سکوتت غوطه ور خواهم شد تا عمیقا عظمت حضورت را لمس کنم.
بر نوک بلندترین کوه آگاهی قرار میگیرم تا لحظه ای از حضورت و نگاه سراسر عشقت غافل نشوم و ذره ای از نور و عشق بی کرانت را از دست ندهم ...من تمامی محبتت را با تمامی وجودم در برمیگیرم و این کلمات را از اعماق وجودم از زبان گویای تو بر صفحه سفید دلم مینگارم ای عاشق ترین عشاق !
با تو هرلحظه متولد خواهم شد ...هرلحظه زندگی خواهم کرد ...هر لحظه عاشق خواهم بود و هرلحظه با عمیق ترین و زیباترین احساسم گشوده خواهم شد و هرلحظه به اراده تو جان خواهم باخت !
در سپیدترین و مقدس ترین لحظات که طبیعت با تمامی عظمتش یکپارچه نام تو را فریاد میزند ، من نیز با این موج قدرتمند همنوا خواهم شد و درهای عشق و رحمت و آرامشت را برهمگان خواهم گشود ..باشد که بار دیگر به لطف رحمت تو خورشید تابان آگاهی بر آسمان دلهای تاریک و سردمان طلوع کند .
آمین !
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 18:11 توسط پرستو
|