تبليغاتX
زندگي
هنر خوب زيستن

انسان ، معمولاً بيش از حدي که تصور مي کند ، قدرت دارد.

ليکن نقيصه بزرگ او اين است که خود نمي داند چه مي تواند انجام دهد.

تنها وقايع ناگهاني است که مي تواند استعدادهاي ناشناخته او را به خودش بشناساند.

-          لوبون :

دو چيز تفاوت فاحشي بين انسان و حيوان به وجود مي آورد : قدرت بيان و دروغ گويي.

-          فرانس:

دولت ، دين ، مالکيت و کتابها ، چيزي نيستند مگر وسيله اي براي ساختن انسان .

-     شوپنهاور:

انسان ، تنها آفريده اي است که نمي خواهد همان باشد که هست . –

-         کامو :

انسان ، موجودي است در جستجوي معنا.

-         افلاطون:

 انسان ، موجودي است که به همه چيز عادت مي کند .

-         داستايوفسکي:

 انسان ابرمرد شده است ، ولي اين ابرمرد که نيروي ابر انساني پيدا کرده ، به خرد انساني دست نيافته است . به همان اندازه که قدرت بشر فراتر مي رود ، انسان به موجودي ضعيف تر بدل مي گردد. در هر گامي که به سوي ابرمردي برمي داريم ، غير انساني تر مي شويم و اين روند ، بايد وجدان ما را به لرزه درآورد.

-         شوايتزر :

آيا به راستي تمامي افراد بشر انسان اند؟ آيا اين سوال ترديد آميز ، علت بسياري از اشتباهات سياسي و اجتماعي را روشن نمي سازد؟

-         مترلينگ:

 ارزش انسان به اندازه حرف هايي هست که براي نگفتن دارد.

-         دکتر علي شريعتي :

رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد، و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد انسانيت حد و مرزي نميشناسد ..قبل از آنكه داراي هويت زن و يا مرد بودن باشيم ...انسانيم ..و تكليف آدميت از جنسيت بالاتر است...همديگر را به اين نام بشناسيم ، مقام بالاتري داريم

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 17:44  توسط مولود  | 
سلام

صبح قشنگتون بخیر.شما را به خدا کمی لبخند بزنید.الان خوب شد حالا سعی کنید به همه خوبیها فکر

کنید و به همه همکاران و دوستان واطرافیانتان انرزی + بدهید.امروز روز خوبیه اگر من وشما خوب

ببینیمش برای همه دعای خیروبرکت کنیم .همین الان دعا کنید برای همه همه آنهایی که اخماشون رفته

توی هم وهمه آنهایی که خوبی کردند یا بدی کردند فرقی نمی کند من رو هم فراموش نکنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 7:38  توسط مولود  | 

دین

 

آنگاه کاهنی سالخورده  به اونزدیک شد وگفت :

درباره ی دین باما سخن بگو!

پاسخ داد وگفت :

مگر امروز سخنی غیر از دین با شما گفته ام ؟

آیا دین همه کردار وپندار زندگی نیست تعجب

 وشگفتی نیست که تا ابداز چشمه های جان می جوشد؟

حنی اگر دستهای ماسنگ بتراشد یادوک بریسند.

چه کسی می تواند ایمان خودرا ازکردار و عقیده اش را از اعمالش جداسازد؟

چه کسی می تواند ساعات عمرش را در برابر دیدگانش بگستراند و بگوید:

"این برای خدا واین برای روح من واین هم برای تن من است؟

تمام لحظه ها همچون به هم خوردن بال ها در فضا است که ازخوشتنی به خوشتن دیگری در پروازند.

آن که به فضائل خود بنگرد وآن رازیباترین جامه می داند ،

بهتر است در میان مردم برهنه باشد.

باد وخورشید به تنش آسیبی نخواهند رساند.

آن که با رفتاروکردارش فلسفه ودین رادر بر کشد،

پرنده خوش الحان درونش رادر قفسی آهنین زندانی میکند.

زیرا سرود آزادی ازمیان میله های زندان بیرون نمی آید.

و آن که می پندارد عبادت پنجره ای است که می بندد و می گشاید،

هرگز به معبد درونش که هممه پنحره هایش از بامداد تا بامداد گشوده شده است راه نمی یابد.

زندگی روزمره تان همان معبد ودین شمااست.

هرگاه بخواهید وارد معبد شوید هر آنچه دارید با  خود ببرید.

حتی اگر خیش وسندان وچکش یا تنبور باشد.

وهر چه که برای رفع نیاز یا به دست آوردن لذت و شادی شاخته اید.

زیرا نمی توانید با خیالتان از کردارتان فراتر روید.

ونه می توانید پست تر از ناکامی هایتان با رفتارتان فروتر شوید.

پس بگذارید همه ی خویشاوندانتان به همراه شما بیایند ،

زیرا در هنگام عبادت نمی توانید بالاتر از آرزوهایشان پرواز کنید

یا ازناکامی هایشان فروترشوید.

اگر بخواهید پروردگارتان را بشناسید ، معماها راکنار بگذارید،

در پیرامون تان بیاندیشید،

"او" راهمبازی کودکانتان خواهید یافت!

سربلند کنید و آسمان گسترده را بنگرید،

"او" رادرمیان ابرها خواهید یافت

در حالی که دست های خود رادر آذرخش گشوده است وباباران بر زمین فرود می آید.

خوب بنگرید!

تا پروردگارتان را ببینید.

لبخند"او" در غنچه ها وشکوفه ها است وچون برخیزد ، به وسیله ی شاخه های درختان دست تکان

می دهد!

 امید این واژه زیبای زندگی را فراموش نکنیم .دوستدار شما مولود.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 17:10  توسط مولود  | 

خوشبختي يعني ديدن حرف هاي پشت سکوت.خاموش کردن شمع غروربا يه فوت خوشبختي يعني

 

ديدن بال پرک.خوندن اروزها توي دست قاصدک. حس کردن تشنه لبي تو يه ليوان اب يخ.لمس کردن

 

خاطره ها چه شيرين و چه تلخ خوشبختي يعني سفر.پشت پرچين خيال...ديدن چشماي تر رها شدن

 

تو لحظه ها ز هست و نيست مثليه پر خوشبختي يعني شنيدن اسم يه دوست از لب باد وقتي که دوره

 

و فاصله ها اونو برده از ياد خوشبختي يعني نقش کليد باش به يه قفل واسه درمونده راه.راه عبور باش

 

مثل پل خوشبختي يعني...؟؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 10:32  توسط مولود  | 

الهی ! عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم.

 

الهی ! اگر بر دار کنی رواست ، مهجور مکن ! و اگر به دوزخ فرستی رضاست ، از خود دور مکن.

 

الهی ! مکش این چراغ افروخته را ، و مسوز این دل سوخه را.

 

الهی ! گفتی کریمم ، امید بدان تمام است ، تا کرم تو درمیان است نا امیدی حرام است.

 

الهی ! اگر از دوستانم ، حجاب بردار و اگر مهمانم مهمان را نیکو دار.

 

الهی ! حاضری :  چه جویم ؟ ناظری؟ چه گویم؟

 

برخیز و طهارت کن ، که «قامت » نزدیک است ، و توبه کن که قیامت نزدیک است!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:58  توسط مولود  | 

الهی به امید تو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 17:34  توسط مولود  |