منبع: کتاب ستایش
از : جولیا کامرون
ترانه زندگی ، پایان ناپذیر است و گوناگون .نغمه ها و همنوایی هایش امکانات نامحدودی دارد . من هم شنونده هستم هم همان ترانه ، هم آهنگساز و هم نت آهنگ.خود آفرینشگرم و همچنین آفریده ی دستی بزرگتر .در سمفونی زندگی هم بزرگ و هم کوچکم. از این دوگانگی استقبال می کنم.وجودم را آزاد می گذارم تا هدایت و حمایت مجموعه ای بزرگتر را احساس کند و حتی شکوه و توانمندی خویش را حس می کنم .این یعنی تعادل کامل ، یعنی ساختار متعادل با این شناخت که برای در یافت کمک ، کوچک و برای دادن آن بزرگ هستم . نیرو را، هم دریافت می کنم و هم آن را با ضرباهنگی موزون و طبیعی همچون آهنگ نفس گسترش می دهم .
با آگاهی از این روند می دانم که به هنگام نیاز توانایی آن را دارم که حمایت بزرگتری را همچون نفس به درون بکشم و به هنگام نیاز دیگران حمایت بزرگتری را همچون بازدم بیرون دهم. زندگی من آهنگین است .من نت قدر شناسی هستم که آگاهانه و چون آهنگ به آواز جهانی پیوند خورده است.هنگامی که با خود رو راست هستم کسانی که با من هماهنگ هستند در شخصیت من طنین انداز می شوند و به سوی من روی می آورند .با این شناخت خود را شایسته رحمت می دانم . خود را نیرومند و تحت حمایت می بینم .
منبع : کتاب ستایش
از: جولیا کامرون
ما هر کدام فردی یگانه ، مهم و ارزشمند و بی همتا هستیم. همگی مهربان ، فرزانه ، دانا و مستعدیم. وجود هر یک از ما سر شار از متانت ، بر خوردار از شوخ طبعی و بهره مند از سرمایه توانایی است. قلبهایمان دوستهای بی ریا و یاران صادقی هستند . در درون همدیگر جای داریم . به هم نیازمندیم . همگی در جستجوی یک پاسخ یگانه هستیم . گر چه از راه های مختلف آن را می جوییم . همگی پرسش های یکسان داریم.هر چند آن را به شیوه های مختلف بیان می کنیم . قلبهای عاشق ما در بر دارنده پاسخ هایی است که در جستجوی آنیم . این موهبتی بزرگ و انکاز ناپذیر است. با عشق ورزی به یکدیگر به دنیا عشق می ورزیم با محبت به یکدیگر دنیا را می یابیم .دل های عاشق ما مرحم دنیایی است که یافته ایم.
منبع: کتاب ستایش
از: جولیا کامرون