چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده ، چرا که ما ديروز وقت نکرديم از او تشکر کنيم
* * * *
چي مي شد اگه خدا؛ فردا ديگه ما را هدايت نمي کرد چون امروز اطاعتش نکرديم
* * * *
چي مي شد اگه خدا؛ امروز با ما همراه نبود ، چرا که امروز قادر به درکش نبوديم
* * * *
چي مي شد اگه ما؛ ديگه هرگز شکوفا شدن گلي را نمي ديديم ، جرا که وقتي خدا بارون فرستاده بود گله کرديم
* * * *
چي مي شد اگه خدا ؛ عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي کرد ، چرا که از محبت ورزيدن به ديگران دريغ کرديم
* * * *
چي مي شد اگه خدا ؛ فردا کتاب مقدسش را از ما مي گرفت ؛ چرا که ما امروز فرصت نکرديم آن را بخوانيم
* * * *
چي مي شد اگه خدا ؛ در خونه اش رو مي بست ؛ چون ما در قلبهاي خود را بسته ايم
* * * *
چي مي شد اگه خدا ؛ خواسته هامون رو پاسخ نمي گفت ؛ چون فراموشش کرده ايم
* * * *
چي مي شد اگه خدا ...
بياييد کوير تشنه ي دل خود را با بذر عنايت الهي به گلستان عشق تبديل کنيم .
و با کودک درون خود پيمان ببنديم که تا هميشه رهروي رضاي دوست باشيم.
وقتی از دارایی خود چیزی می بخشی چندان عطایی نکرده ای.
بخشش حقیقی آن است که از وجود خود به دیگری هدیه کنی.
زیرا دارایی تو چیزی نیست جز متاعی که از ترس نیاز های فردا آن را نگاهبانی می کنی.
کسانی هستند که از بسیار- اندکی می بخشند تا به وصف کرامت شناخته شوند
و همین شوق به نام و شهرت هدیهء آنان را مسموم می کند.
و کسانی هستند که از کم تمام را می بخشند.
آنان به حیات و کرامت بی پایان آن ایمان دارند.
و کیسه شان هیچگاه تهی نخواهد ماند.
و کسانی هستند که با لذت می بخشند
و همان لذت پاداش آنهاست.
و کسانی هستند که به رنج و سختی می بخشند وآن رنج و سختی غسل تعمید آنهاست تا از تعلق دنیوی پاک شوند.
و کسانی هستند که می بخشند و از رنج و لذت فارغند و سودای فضیلت و تقوی نیز در سر ندارند.
خداوند از دستهای چنین بخشندگانی با آدمیان سخن می گوید و از پشت چشم آنان بر زمین لبخند می زند.
بخشیدن در پاسخ درخواست نیکوست.
اما نیکوتر از آن بخشیدن است پیش از درخواست از راه فهم.
لب ببند و کف پر زر برگشا
بخل تن بگذار و پیش آور سخا
این سخا شاخی است از سرو بهشت
وای او کز کف چنین سروی بهشت.
مثنوی
هرچه در این پرده ستانی بده
خود مستان تا بتوانی بده
نظامی
بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
حافظ
منبع : ارسالی دوستان از گروه ایران ریکی
برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد :
گاهی اوقات ضرورت یاد آوری این نکته را به خودم احساس می کنم که ما دست خالی به این دنیا آمده ایم و به همین شیوه نیز دنیا را ترک خواهیم کرد. بنابر این یافتن راه حلی معنوی برای یک مشکل تنها کاری است که می توانم برای زندگیم انجام دهم برای دستیابی به این هدف انسان باید ایثار کند و همزمان برای داشتن چنین فر صتی از پروردگارش سپاسگزار باشد.
دقیقا همان چیزی را از جهان بدست می اورم که همان را به جهان بخشیده ام . این نکته در این ضرب المثل قدیمی نهفته است که به همان اندازه که بکارید درو خواهید کرد .
اگر پیام های من به دنیا چنین باشد که "خواسته هایم را عطا کن !عطا کن! عطا کن ! " دنیا نیز پیام مشابهی برای من خواهد فرستاد که " تو نیز خواسته های مرا عطا کن! عطا کن ! عطا کن ! " در نتیجه من هرگز احساس آرامش نخواهم کرد و محکوم هستم تا تلاش کنم تقاضاهایی را که در ذهن خود ساخته ام جامه عمل بپوشانم .
اگر پیام من به دنیا چنین باشد که " چه می توانم ببخشم؟ " یا " چطور می توانم خدمت کنم ؟ " پیامی را که از دنیا در یافت می کنم نیز به این صورت خواهد بود " من چطور می توانم به تو خدمت کنم " یا من چه چیزی می توانم به تو ببخشم؟ " پس در هر کجا که بروم سحر و جادوی انتقال افکار و نیرو های سخاوتمند را به بیرون تجربه می کنم .
پس بهتر است به جای اینکه در هر موضوعی این سئوال را برای خود مطرح کنید که " چه فایده ای برای من دارد؟ " این سئوال را در ذهن خویش پرورش دهید که چطور می توانم خدمت کنم؟ " در آن صورت دنیا نیز در صدد کمک و خدمت به شما بر می آید
منبع : کتاب " برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد "
از : وین دایر