روح شما اغلب میدان نبردی است که در آن عقل و منطق با شوق و عشق در جنگ و ستیزند.
و دریابید که عقل لنگر و عشق بادبان کشتی روح شماست.
اگر عقل به تنهایی در وجود شما فرمانروا شود شما را زندان و زنجیر خواهد بود و عشق اگر در سایهء عنایت عقل نباشد شعله ای است که خود را خاکستر خواهد کرد.
و بگذارید روح شما شعلهء عشق را با عقل هدایت کند تا عشق با رستاخیز روزانه اش هر بامداد همچون ققنوس آتش زاد از خاکستر وجود خویش بال به آسمان کشد.
شایسته آن است که منطق و شوق یا عقل و عشق همچون دو مهمان عزیز در خانهء شما با هم زندگی کنند.
بیگمان شما مهمانی را گرامی تر از مهمان دیگر نخواهید داشت زیرا هرکس به یکی از این دوعنایت بیشتر کند مهر و ایمان هردو را از دست خواهد داد.
عاقلان نقطهء پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
حافظ
منبع : ارسالی دوستان از گروه ایران ریکی
عشق هدف حیات و محرک زندگی من است. وزیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالا تر از عشق چیزی نخواسته ام .
عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد . قلب مرا به جوش می آورد .استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند. مرا از خود خواهی و خود بینی می راند. دنیای دیگری را حس می کنم.در عالم وجود محو می شوم. احساس لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبا بین پیدا می کنم .ارزش یک برگ. نور یک ستاره دور , موریانه کوچک, نسیم ملایم سحر , موج دریا, غروب آفتاب همه احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم مرا به دنیای دیگری می برند ...... اینها همه و همه از تجلیات عشق است. ......
به خاطر عشق است که فداکاری می کنم. به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم. و هستی خود را تقدیمش می کنم.
منبع : کتاب خدا بود و دگر هیچ نبود
بخشی از وصیت نامه شهید دکتر مصطفی چمران
هنگامی که در روابط شخصی شما نفرت ظاهر می شود بذر عشق بپاشید
در این بخش به رمز و راز رفتار و برخورد با افرادی که با شما رابطه نزدیکی دارند اما نفرت خود را نثارتان می کنند می پردازیم.
در ابتدا به خاطر داشته با شید که نفرات و تنفر , واکنشی در برابر سرخوردگی و شکست عشقی می باشد. سپس بارها و بارها در سکوت با خود تکرار کنید
" پروردگارا مرا وسیله ای برای بسط و گسترش آرامش خودت قرار ده .خدایا یاریم کن تا در دلهای سرشار از نفرت بذر عشق بکارم"
شما از خود عشق ساطع می کنید زیرا در آرامش تشخیص دادید انسانی که از خود نفرت ساطع می کند در اعماق وجودش و شاید هم در ضمیر نا خود آگاهش احساس می کند مورد تنفر واقع شده است .بنابر این احساس درونیش را به بیرون انتقال می دهد . عشق واقعی نمی تواند در کنار نفرات وجود داشته باشد. بنابراین کار شما این است که در این لحظات , در جایی که نفرت وجود دارد بذر عشق بکارید.شما به کسی که احساس می کند دیگران دوستش ندارند می فهمانید که شما از او نفرت ندارید, گر چه این کار بسیار دشوار به نظر می آید . با انجام این کار نفرت و تنفر را ریشه کن خواهید کرد و برای این مسئله راه حلی معنوی به وجود خواهید آورد.
آن تنفری که به شما ابراز می شودهمچون دردی است که توسط انسانی که آن را تجربه می کند به شما تحمیل می شود. هنگامی که نفرت از بین می رود وحشت و عذاب آن درد نیز بر طرف می شود.
این خط از دعای فرانسیس مقدس تقاضایی است برای توانایی یافتن تا در جایی که نفرت وجود دارد بذرهای عشق بکاریم .اگر حتی افرادی که با شما زندگی می کنند و یا کار می کنند از خود نفرت ساطع کردند ، می توانید این کار را انجام دهید.
در انچه من می گویم هیچ نکته ای مبنی بر این نیست که طعمه یا قربانی کسی بشوید. یکی از بهترین کارهایی که می توانید انجام دهید این است که در سکوت برای آن شخص برکت و عشق بفرستید و خود را از میدان انرژی ترس و تنفر دور کنید. به آرامی و بدون جیغ و فریاد ؛ دشنام و یا حتی پاسخی با صدای بلند آن مکان را ترک کنید و به آن شخص پیام بفرستید که به خودتان نیز عشق می ورزید و حاضر نیستید قربانی او یا دیگری بشوید .سپس هنگامی که آن شخص آرام شد و نفرت در آن میدان انرژی نفوذ نمی کرد می توانید در آن مکان حضور یابید و با او صحبت کنید .
در حقیقت شما نمی خواهید اجازه دهید کسی سبب شود احساس نفرت انزجار و یا رنج داشته باشید . هدفتان باقی ماندن در حالتی سزشار از عشق است که با ترک صحنه از آلوده شدن میدان انرژی خود جلوگیری می کنید. ؛ همچنین فضایی را در اختیار آن انسان سرشار از نفرت قرار می دهید تا در خلوت خود به اعمال و رفتارش بیندیشد. به خاطر داشته باشید نفرت چنین افرادی ؛ مایه عذاب و شکنجه آن هاست.اگر اجازه ندهید که نفرت آنها در شما نفوذ کند به آنها کمک کرده اید تا درد و رنج خود را از بین ببرند. هنگامی که در زندگی خود با نفرت کسی روبرو شدید از آن لحظات استفاده کنید و به خود یاد آوری کنید که باید رو به سوی خداوند کنید اگر منیت خود را که می خواهد تلافی کند و بر نفرت فایق آید کنار بگذارید به خود اجازه می دهید تا در آن لحظات بذر عشق بپاشید . منبع و منشاء شما خداوند است . منباء و منشاء نفرت , عقیده نادرست انسانهایی است که تصور می کنند از خداوند جدا هستند . هنگامی که با نفرت مواجه می شوید به منباء و منشاء خود رجوع کنید تا برای بذر افشانی عشق راهنمایی شوید .اگر کسی تلاش می کند تا شما را با طعمه ای در دام نفرتش گرفتار کند شما آزادی انتخاب دارید که آن دام را نپذیرید . این موقعیت دقیقا شبیه تلاش برای نبرد با انسانی است که از هر گونه زد و خورد اجتناب می کند .آن انسان عصبانی با واکنشی سر شار از آرامش یا عشق ، خلع صلاح می شود و به حالت آشتی در می آید. هر آنچه تحت تاثیر عشق قرار گیرد به شادی و زیبایی تبدیل می شود. به عبارت دیگر ، عشق و نفرت نمی توانند در کنار هم وجود داشته باشند.
بیشتر مشکلات ساختگی ما در نتیجه بر خورد با انسانهایی به وجود می آید که در میدان انرژی نفرت ایجاد می کنند , به مقدار تنفری که خانه , محل کار , خانواده و دوستان , روابط و حتی سلامتی شما را آلوده می کند توجه کنید .سپس از خود بپرسید که آیا شما نیز با نفرت داشتن از انسانهایی که سرشار از نفرت هستند در ایجاد انزجار و تنفر همکاری می کنید ؟
شما می بینید اگر آنچه را فرانسیس مقدس در این بخش از دعایش از خداوند تقاضا می کند تمرین کنید هیچ یک از آن مشکلات کذایی را مشکل قلمداد نخواهید کرد.
".خدایا یاریم کن تا در دلهای سرشار از نفرت بذر عشق بکارم" روش مقاومت این است که به خود اجازه ندهید تا در بافت تنفر که نفرت بیشتری ایجاد می کند در گیر شوید. حتی اگر توسط این نوع انرژی یعنی انرژی نفرت کاملا احاطه شوید به طوری که دور شدن خود را از انجا غیر ممکن می دانید , می توانید آگاهانه تصمیم بگیرید که فقط به افکار سرشار از عشق بیندیشید. اگر در سکوت با خود بخوانید که
" پروردگارا مرا وسیله ای برای بسط و گسترش آرامش خودت قرار ده .خدایا یاریم کن تا در دلهای سرشار از نفرت بذر عشق بکارم" آن گاه موقعیت را متحول می کنید.
چگونه؟؟؟؟؟؟
مشکلات ، ابتدا در افکارتان مورد تجربه و آزمایش قرار می گیرند. اگر افکارتان سزشار از عشق باشد.نفرت در آنجا جایی نخواهد داشت. زیرا این دو نمی توانند در یک مکان قرار گیرند. راه حل معنوی یعنی در رویارویی با نفرت از افکار خود اگاه باشید و متعهد باشید تا به اندیشه های سرشار از عشق ادامه دهید . این حالت اگر چه به زمان نیاز دارد اما به تدریج و مطمئنا عشق سبب می شود تا نفرت به شادی و زیبایی تبدیل شود.
منبع: برای هر مشکلی راه حل معنوی وجود دارد
از وین دایر
باید عاشق شیم
عاشق خالق عشق
چرا که وقتی عاشقی دلت یه حال و هوای دیگه ای داره .......
آروم و قرار نداری ......چشمات همیشه سرخ سرخن ....
خوابت که نمی بره ........پس دائم خودتو به خواب میزنی ..........همه چیز واست
می شه نشونه یار .....
چه قشنگه این عشق .. چه قشنگه آدم بفهمه با گلا هم میشه حرف زد...
چه قشنگه شیفته شدن , دل دادن , محو شدن ....
چه قشنگه اهلی شدن , اهلی کردن , مسئولیت ....
آره وقتی عاشق شدی می تونی خوب خوب از همه چیز دل بکنی و بری ...
آره وقتی عاشق شدی می تونی خوب خوب گریه کنی آواز بخونی برقصی ....
آره وقتی عاشق شدی می تونی خوب خوب قرار بذاری تو آسمون کنار ماه .....
آره وقتی عاشق شدی می تونی خوب خوب یک شبنم رو رو برگ گل تشخیص بدی
با عشقه که فرهاد میشه کوه کن و مجنون سر به بیابون می ذاره ..
با عشقه که با لب تشنه میشه رفت تو یه وادی بی آب و علف..
با عشقه که پرده ها کنار میرن و تازه می تونیم ببینیم ...
با عشقه که جون دادنم واسه معشوق میشه یه کار ساده و پیش پا افتاده .. بیایم عشقو حک کنیم تو دلامون که دیگه هیچ کس نتونه پاکش کنه ..
پس بیایم عشقو بفهمیمش باورش کنیم عاشق بشیم عاشق خالق عشق.![]()
نوشته بهترین معلم زندگیم که درس چگونه زیستن رو به من داده
و خودش دوست نداره بگم نوشته ها از کیه واسه همین اسمشو نمی گم